تبليغاتX
نورا
من از یه سفر یرگشتم , 5 روز آدم شکمو رو ول کنن تو یه هتل با کلاس و هر 2 ساعت واسش 6 تا خوراکی خوشمزه و خوشگل بیارن فکر می کنین چه اتفاقی میافته واسش. هیچی خودشو خفه میکنه خصوصا با دسرهاشون ولی از عجایب شیخ ما اینکه وزنش اضافه نشده.

بالاخره رفتم جیم واسه 5 ماه ثبت نام کردم و یه راست رفتم رو تریدمیل بابا قابل مقایسه نیست دو تو پارک با تریدمیل من به راحتی 12 دقیقه رو روی تریدمیل دویدم در حالی که آخرین باری که دویدم 10 روز پیش بعد از 7 دقیقه دو تو پارک باید راه می رفتم. تو جیم کلاسای متنوعی رو می تونم امتحان کنم و هر ساعتی از روز

من مدتییه تو فکرم و نوشته و افکار دوستا رو واسه خودم حلاجی می کنم با خودم می گفتم اینا خیلی فکر می کنن واسه رژیم  من نه وقتش رو دارم این قدر و نه انگیزه این همه. بعد از سفرم که یه کمی آرامش بهم برگشته میبینم من هم می تونم بیشتر وقت بزارم و هر وعده غذائی به خودم و آنچه که دارم می جوم فکر کنم

خلاصه داشتن روحیه خوب واسه من حیاتیه واسه کم خوردن من میتونم طوری بخورم که وزنم 1 سال تکون نخوره ولی داشتن یه رژیم  مفید واسه من یه انرژی کمپکت می خواد که این انرژی همراه ستاره هالی هر از گاهی نمایان میشود. خوشبختانه چند روزیه که دارم میبینمش باور کنم یا نه دیروز نیم کیلو وزنه عقب نشینی کرده بود امان از افسردگی و شلوغی دنیا که گاهی با خودش غرقت میکنه :)

یه دوست گفته کالری نشمرین من هم نمیشمرم می خوام گوش کنم به شکمم تصمیم داریم با هم بیشتر حرف بزنیم. امیدوارم منو گول نزنه

راستی دیروز 10 سالگرد نامزدی من بود به جای کیک هوس آش گندم کرده بودم که خیلی چسبید . آش چسبید ها نه سالگرد. اونی که واسش باید مهم می بود به روی خودش نیاورد. چه زود خودمو پیر کردم!


+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/08ساعت 9:7 توسط گل بهار |

۲ یا ۳ روز گذشته یه کار اورژانسی رو سعی کردم خاتمه بدم واسه همین کالری شماری تعطیل بود و البته کم هم نبود. اون روزی که واسه امتحان خیلی کم کرب خوردم شب داشتم از گرسنگی می مردم. تنها کار خوبم تو روزای هفته ای که گذشت ۴ روز ورزش بود .امیدوارم هفته آینده بشه ۵ روز

شنبه: صبحونه شیر سویا +بیت ویکس

ناهار: ۱ تست کره بادوم زمینی +۱ فنجون شیر+سیب کوچولو

عصرونه: ۳ تست+ سینه مرغ و قارچ کبابی+ کیک خامه ای*+ نوشابه لایت

۵/۲ ساعت تپه نوردی

*: تا زمانی که من تغییر نکنم وزنم تغییر نمی کنه. عادته سر جاشششششش مونده:( وقتی میرم یه جا مهمونی مثه اسب سرکش می شم

۱ شنبه: ۲ تست +تخم مرغ + کره بادوم زمینی

4 شنبه :

صبحونه ساعت10 : شیر +بیت ویکس

 ساعت11 1تست  + کره بادوم زمینی+عسل

ساعت 12 : سیب گنده

ساعت2:

بنده در دانشگاه فارسی ندارم به همین دلیل لالمونی دارم و شبا که میرسم خونه از خستگی نا ندارم پای کامپیوتر بشینم اگه خیلی زنونگی کنم می رم بیرون هم راهی میرم یا اگه خواستم می دوم که تا هم ورزش کنم هم افسردگیم کم بشه

بنده 1 شنبه هم رفتم راه رفتن بیرون حدود 1 ساعت ولی 2 شنبه دیگه نمی تونستم قدم بردارم چون شنبه بعد از کوه نوردی نرفته بودم دوش بگیرم اون موضع همیشگی بسته  و دردناک بود شب دیدم دارم میمیرم از پا درد تنها راه درمونش رو دویدن دیدم رفتم بیرون 40 دقیقه آروم دویدم بعدم یه دوش آب گرم بعدم دیگه خوب شدم.



 

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/15ساعت 21:52 توسط گل بهار |